ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

954

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

قرآن علم و دريافت آنها به خدا اختصاص يافته است چنان كه اين معنى در قرآن به زبان پيامبر او تصريح شده و گفته است : « همانا علم آنها در نزد خداست » [ 1 ] و جاى شگفت است كه برخى آنها را در زمرهء متشابهات شمرده‌اند . و اما حروف مقطع آغاز سوره‌ها ، در حقيقت از حروف هجا هستند و بعيد نيست كه از آنها معانى خاصى اراده شده باشد چنان كه زمخشرى گفته است اين حروف اشاره به هدف بلند اعجاز مىباشد ، زيرا قرآنى كه نازل گرديده است از آن حروف تأليف شده است و بشر در فهم آنها همه با هم برابرند ، ولى پس از تركيب حروف مىبينيم ميان آنها تفاوت و اختلاف در فهم آن موجود است و اگر حروف مزبور از اين شيوه‌اى كه دلالت آنها متضمن بر حقيقت است عدول كند ( يعنى بىتركيب و به صورت مقطع آورده شوند ) در اين صورت بايد بنقل صحيح ( يعنى نقل صحيح حرف به معنى جديد ) باشد مانند اينكه ميگويند « طه » كنايه از « يا طاهر » و « هادى » است و امثال اينها . و حال آنكه نقل صحيح دشوار و ممتنع است و از اين رو نظريهء متشابه در بارهء آنها پديد ميآيد . و اما دربارهء وحى و فرشتگان و روح و جن بايد گفت كه متشابه بودن آنها از لحاظ اين است كه معنى و دلالت حقيقى آنها پوشيده است ، زيرا مفاهيم مزبور از معانى متعارف و معمولى نيست ( كه همه آنها را بشناسند ) و بدين سبب آيات مزبور در شمار متشابهات آورده شده‌اند و گاهى برخى از مردم كليهء مسائلى را كه از لحاظ مفهوم مشابه آنها هستند بموضوع مزبور ملحق ميكنند از قبيل : كيفيات رستاخيز و بهشت و آتش ( دوزخ ) و دجال و فتنه‌ها ( فتنه‌هائى كه پيش از رستاخيز روى ميدهد ) و علائم بشارت دهنده ( پيش از رستاخيز ) و هر آنچه مخالف عادات مألوف مردم است و اين فكر چندان هم از حقيقت دور نيست ، ولى جمهور عالمان و بويژه متكلمان ( عالمان دانش كلام ) با اين نظر موافق نيستند بطوريكه تفسير و توجيه هر يك را

--> [ 1 - ) ] رجوع به سورهء 7 ( الاعراف ) آيهء 186 و 187 شود .